کارآفرینی چیست؟

واژه‌ی Entreprendre که در زبان فرانسه معنایی معادل “قبول کردن مسئولیت” دارد، در زبان ما باعث بوجود آمدن عبارت ” کارآفرینی ” شده است. طبق تعریف فرهنگ لغت وبستر ” کارآفرین کسی است که مسئولیت مدیریت و سازماندهی مسیر و مشکلات و خطرهای یک فعالیت اقتصادی را برعهده می‌گیرد.”

همه‌ی ما ایرانیان تقریبا از عبارت کارآفرینی مفاهیمی مشابه در ناخودآگاه جمعی خویش داریم. در ذهن عموم ما کارآفرین شخصی است که برای به دست آوردن استقلال مالی، ایجاد درآمد، کسب درآمد بیشتر و… به دنبال ایجاد یک فعالیت اقتصادی و کسب و کار می‌رود. ریسک‌های آن را قبول می‌کند و تمام تلاش خود را برای به ثمر رساندن ایده و هدفش انجام می‌دهد.

البته که این تعاریف و مشخصات اشتباه نیست اما درست و کامل نیز بیان نشده اند. شاید فکر کنید “اصلا چرا باید کارآفرینی کرد؟ چه اهمیتی دارد که تعریف دقیق آن را از زبان دانشمندان اقتصادی دنیا بدانید؟ چرا بفهمید که کارآفرین دقیقا چه کسی است؟ چه ویژگی‌هایی دارد؟ یک کار آفرینی موفق چگونه است؟ و…”

بسیاری از ما به دلایل مختلفی از جمله محدودیت درآمد، عدم استقلال مالی و.. شبانه روز به این فکر می‌کنیم که کاش کسب و کار موفقی برای خود داشتیم! کاش کارفرما بودیم نه کارمند! کاش وقتی بیشتر تلاش می‌کردیم به اندازه‌ی تلاش‌مان درآمد داشتیم!
اکثرا فقط آرزو می‌کنیم و به عمل کردن فکر نمی‌کنیم. برخی هم ناگهان با شتاب به سوی کارآفرینی قدم برمی‌داریم.

اما بدون شناخت کامل مسیر، شتاب ما به سمت موفقیت نخواهد بود!

تعریف کارآفرینی

نخستین تشریح کنندگان واژه‌ی کارآفرینی اقتصاددانانی نظیر ژورف شومپیتر و کرنز بودند. آنها این فرایند را منشا نوآوری، ارائه کالا یا خدماتی جدید، گشودن یک بازار تازه، یافتن تقاضای جدید و منابع رفع تقاضا بیان می‌کردند و آن را نیروی محرکه اصلی توسعه‌ی اقتصاد و ایجاد سازگاری و هماهنگی در بازار می‌دانستند.

در مورد شخص کارآفرین هم صفت‌های مشابهی در تعاریف عمومی اقتصاددانان بیان شده است. خلاقیت، پیشرو بودن، آینده نگری، تغییر آینده، شهامت ریسک، ارزش آفرینی، اشتغال آفرینی، فراتر رفتن از مرز امکانات، تمرکز بر اقدام، پشتکار بسیار زیاد، فرصت طلبی و فرصت سازی، پولسازی و.. از جمله این صفت‌ها هستند.

برای نمونه طیف وسیعی از فعالیت‌ها را می‌توان در این مفهوم قرار داد که بسته به نوع کسب وکار و ایده‌ی زمینه‌ی آن تفاوت دارند. از فعالیت‌های کارآفرینی کوچک که انفرادی و پاره وقت اجرا می‌شوند ‌می‌توان بسیاری نام برد تا پروژه‌های وسیع‌ و بزرگ که فرصت‌های شغلی فراوانی را در دل خود جای می‌دهند.

کارآفرینی و کارآفرین

تعاریف مختلف از زبان اقتصاددانان :

ژوزف شومپیتر پدر علم کارآفرینی

ژوزف شومپیتر به عنوان پدر این علم تعریف خود را از این فرایند اینگونه بیان می‌کند:

کارآفرینی در یک کلمه درک و بهره برداری از  فرصت‌هاست.”

قطعا منظور از بیان شومپیتر طبق تعاریف و مقاله‌هایی که داشته فرصت جویی و فرصت پروری نبوده است. وی بیشتر تاکید بر رابطه‌ی فرصت‌های نوآوری با این فرایند داشته است. وی پنج شیوه‌ی نوآوری را در جهت آفرینش کار بیان می‌کند:

  1. معرفی یک کالا یا خدمات جدید
  2. خلق یک روش جدید برای تولید یک محصول قدیمی یا ارائه‌ی خدماتی که قبلا وجود داشته است.
  3. ارائه‌ی یک بازار جدید برای محصول موجود
  4. کشف و به کارگیری منبع جدید برای تامین مواد اولیه
  5. خلق یک ساختار جدید برای یکی از صنایع موجود

ژورف شومپیتر:
“کارآفرین کسی است که می‌خواهد هر ایده یا هدف جدیدی را به یک نوآوری موفق تبدیل کند و می‌تواند.”

ریچارد کانتیلون

اقتصاددان قرن 17-18 فرانسوی-ایرلندی که بیانش در مورد کارآفرینی به بیان مردم نزدیک‌تر بود معتقد بود که ” کارآفرین کسی است که کسب و کاری را سامان می‌دهد و ریسک آن را می‌پذیرد. هدف وی به دست آوردن سود و سرمایه‌ای است که زندگی و آینده‌ی خود و دیگران را تغییر دهد.” یعنی همان تصور ما از این کلمه که یک فرد با سرمایه‌ی مالی خود اقدام به راه‌اندازی یک کسب و کار کرده و یک محصول یا خدمت متفاوت ارائه می‌دهد.

متاسفانه این تعریف به عنوان یکی از اولین تعاریف این فرایند به شدت در ذهن مردم جای گرفت و باعث شد مردم فکر کنند کسی که سرمایه‌ی مالی کافی ندارد نمی‌تواند اقدام به کارآفرینی کند. چرا که کانتیلون عصاره‌ی اصلی آن را “ریسک کردن” می‌دانست.

هوارد استیونسن

مدیر انتشارات دانشگاه هاروارد، کارآفرینی را مشابه شومپیتر “تعقیب فرصت‌ها و ریسک پذیری” قلمداد می‌کرد. اما فرصت‌هایی که صرفا منابع و سرمایه‌ی مالی ما نیستند و هر چیزی که در دسترس داریم را شامل می‌شوند. وی کارآفرینان را افرادی می‌داند که توانسته اند علاوه بر درک درستی از داشته‌هایشان، حتی از حیطه‌ی داشته‌هایشان خارج شوند و چیزهایی را کشف کنند که موجب پرورش اقتصاد و کسب و کارشان شود.

در تعریف وی از کارآفرین دو صفت “فرصت جو بودن” و “جستجوی فرصت‌های جدید برای رفع محدودیت‌های منابع در دسترس” به وضوح دیده می‌شود. در نگاه وی ساختن مسیرها و فرصت‌های جدید در کسب و کار و اقتصاد اهمیت ویژه ای دارد. اریک شورنبرگ تعریف استیونسن از این موضوع را تعریفی می‌داند که در عین نامفهوم بودن، بهترین تعریف ارائه شده است.

خود استیونسن به حدی تعریف خود را درست و مهم می‌دانست که در کنفرانسی بیان کرد:

” فراموش نکنید که من در چه زمانی این تعریف را ارائه کرده‌ام. زمانی که کارآفرینی در نظر مردم مانند یک بیماری و اختلال شخصیتی ریسک پذیری شدید بود. در صورتی که من تاکید داشتم تا سازندگی و فرصت جویی را به مفهوم آن اضافه کنم تا هرکسی بتواند آینده‌ی خودش را یک کارآفرین فرض کند”

ریچارد گوردون بتی

نوسنده‌ی کتاب کارآفرینی برای دهه هشتاد ( Entrepreneurship for the eighties ) معتقد بود کارآفرینان انسان‌هایی هستند که نسبت به جامعه‌ی خود متفاوت می‌اندیشند و نسبت به تفکرهای‌شان عمل‌گرا هستند.

او بیشتر روی صفت “عمل‌گرا” بودن تاکید کرده است. بزرگ‌ترین تفاوت شخص کارآفرین با دیگران از نظر او “اقدام کردن” و “سازنده بودن” آنهاست. آنها اگر ایده‌ای بیابند، حرف جدیدی بشنوند، شکایتی داشته باشند، فرصتی ببینند یا تهدیدی حس کنند، راه حل خود را در اقدام کردن می‌بینند. عکس العمل آنها نسبت به دیده‌ها و شنیده هایشان، خلق و عمل کردن است.

وسپر

او در کتاب “استراتژی‌های جدید سرمایه‌گذاری” تعریفی مفهومی، نو و زیبا ارائه می‌کند. “ارزش آفرینی” مفهومی است که وی انتخاب کرده است.

از نظر وی ارزش آفرینی اقتصادی بالاترین دستاورد یک کارآفرین است. او معتقد بود کسب و کاری که پنح نفر را مشغول به کار کند و ارزش بالای اقتصادی ایجاد کند، از شرکتی که هزاران شاغل دارد اما ارزش اقتصادی ایجاد نکرده است بیشتر به مفهوم مدنظر نزدیک بوده و اقدام بهتری داشته است. او کارآفرینی را متفاوت از صرف ایجاد اشتغال می‌داند.

برینگر و ایرلند

آنها در کتاب مشترک خود بزرگ‌ترین خصوصیت یک کارآفرین را فراتر رفتن از امکانات موجود و کشف امکانات جدید می‌دانند.

“در یک کارآفرینی موفق، افراد فرصت‌هایی را که می‌بینند بدون در نظر گرفتن منابع و محدودیت‌هایشان تعقیب می‌کنند تا بتوانند کالا یا خدمات جدیدی خلق کنند و از آنها بهره ببرند.”

پیتر دراکر

پدر علم مدیریت مدرن، کارآفرینی را اینگونه تعریف می‌کند:

“کارآفرین کسی ایت که فعالیت افتصادی جدید و کوچکی را با سرمایه‌ی خود شروع می‌کند. هدف کارآفرین تغییر و ایجاد تحول در ارزش‌ها و هدایت آنها به سمت ارزشمندتر شدن است.”

در مجموع طبق بیان اقتصاد دان‌ها می‌توان کارآفرینی را اینگونه تعریف کرد:

“فرایندی که باعث ایجاد رضایتمندی در رفع تقاضای قبلی یا رفع تقاضاهای جدید می‌شود. فرایند شروع یک تجارت برای سودآوری، تامین نیازهای اجتماعی و ایجاد ارزش با تشکیل یک مجموعه‌ی منحصر به فرد از نیروی انسانی، شناخت فرصت‌ها برای رفع محدودیت‌ها و استفاده از منابع جهت بهره‌گیری بهتر از فرصت‌ها.”

مراحل کارآفرینی

هیچ موفقیتی یک شبه به دست نیامده است. هیچ کس یک شبه ایده‌ای به ذهنش نرسیده ، آن را ایده را یک شبه اجرا نکرده و فردایش به یک ثروتمند موفق تبدیل نشده است. هر موفقیتی قطعا قدم به قدم و مرحله به مرحله به دست آمده است. قدم‌هایی که در کارآفرینی برمی‌دارید هم می‌توانند شما را به اوج موفقیت برسانند هم به بدترین شکست‌ها. پس باید مسیر را بشناسیم تا مطمئن به سوی موفقیت گام برداریم.

مراحل کارآفرینی

1- شناخت درست از هدف، ایده و فرصت

یک ایده به ذهن شما رسیده که فکر می‌کنید با آن می‌توانید درآمد خود را افزایش دهید، یک کسب و کار عالی راه بیاندازید، کارآفرینی کنید و زندگی خود را تغییر دهید یا حتی تصور می‌کنید می‌توانید با آن ایده جهان را متحول کنید؟ یک هدف جدید پیدا کرده‌اید و برای رسیدن به آن هدف بسیار مصمم هستید؟ یک فرصت عالی برای شما پیش آمده و تا دیر نشده این فرصت را باید در دستتان بگیرید و از آن استفاده کنید؟

معمولا در این مرحله کارآفرین به دنبال نیازها، خواسته ها، مشکلات و چالش‌هایی است که باعث بوجود آمدن تقاضاهایی شده و آن تقاضا تاکنون به شکل مناسبی پاسخ داده نشده است. با خلاقیتش ایده ای برای پاسخ به یک تقاضا یافته، هدفش را روی رفع بهتر یک مشکل قرار داده یا فرصتی برای درآمدزایی از خواسته‌های مردم پیدا کرده است!

خیلی هم خوب و عالی است. اما باید قبل از هرگونه اقدامی این ایده را به خوبی بشکافید و به آن بال و پر دهید. قبل از راه افتادن باید مسیر این هدف را به خوبی نگاه کنید و بدانید کدام مسیر شما را دقیقا به آن هدف می‌رساند. قبل از بغل کردن فرصت پیش آمده باید تمام جوانب و ریزه کاری‌ها را بسنجید.

2 – ریختن طرح و تعیین چشم انداز (تنظیم برنامه‌ی تجاری)

Business Plan ، برنامه‌ی تجاری یا طرح کسب و کار، برنامه ای است که در آن تمام مسیر و هدف‌های کسب و کار شما از اولین قدم به صورت کاملا واضح قابل مشاهده است. شاید فکر کنید طرح تجاری فقط به درد ارائه به بانک‌ها و سرمایه‌گذارها می‌خورد. اما یک طرح تجاری درست، بیشتر از همه به خود کارآفرین کمک می‌کند تا تصویر واقعی و دقیقی از مسیر کسب و کاری که می‌خواهد پیش ببرد را مقابل خود داشته باشد.

کارآفرین با استفاده از تجربه‌ها، دانش و خلاقیت خود تمام ایده‌ها، اهداف و فرصت‌های خود را کنار هم می‌چیند، آنها را به هم ارتباط می‌دهد، آنهایی که پخته نیستند را دور می‌ریزد و در نهایت بهترین‌ها، عملی‌ترین‌ها و سودآورترین‌ها را برای کارآفرینی برمی‌گزیند. در تمام برنامه‌هایی که مقابل خود می‌بیند فرصت‌ها، شرایط، ارزش‌ها،ریسک، امتیازات، تقاط ضعف، فضای رقابت موجود و.. را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. در نهایت یک چشم انداز یا بیزینس پلن جامع برای خود انتخاب می‌کند.

البته که داشتن یک بیزینس پلن کمک می‌کند تا افراد یا مراکز حقیقی و حقوقی را بیابید که طرح خود را به آنها نشان دهید، از آنها مشورت بگیرید و حتی شاید از سرمایه گذاری یا کمک موسسات مالی بهره مند شوید. در نهایت کنار طرح تجاری خود افرادی نیز مد نظر خواهید داشت که برای رسیدن به اهدافتان می‌توانند به شما کمک کنند.

3 – تشخیص، تامین و مدیریت منابع

شناخت درست تمامی منابع موجود، شناخت فرصت‌ها و محدودیت‌ها، جستجو برای کشف منابع تازه، برآورد منابع مورد نیاز و برنامه ریزی مناسب برای مدیریت منابع از جمله مهارت‌ها و اقدامات پیش از راه اندازی یک کارآفرینی است. مادامی که شناخت درستی از مفهوم “منابع” نداشته باشیم؛ ریسک شکست ما بسیار بالاست. تشخیص و تهیه‌ی منابع مالی، اجرایی و نیروی انسانی از مهمات این مرحله است.

ایده کارآفرینی

4 – اجرا، راه اندازی و مدیریت کسب و کار

پس از شکل دهی طرح تجاری و تامین منابع و پیش‌نیازها و مدیریت آنها، نوبت به عملی کردن طرح و ایده‌ای که پرورش داده اید رسیده است. طرح ریزی شروع به کسب و کار، شناخت عوامل موفقیت و شکست در مسیر، داشتن تسلط به مفاهیم مدیریتی، آموختن رفتار سازمانی، مذاکره و مهارت‌های ارتباطی نیز هرچند در مقابل “پختن ایده” و “تامین منابع” قدم بعدی به حساب می‌آیند اما آنقدر مهم هستند که در موفقیت و شکست ما در کارآفرینی نقش تعیین کننده ای داشته باشند.

پس فراگرفتن مهارت‌های لازم برای پیاده‌سازی درست و موفقیت آمیز ایده‌ها، امری بسیار ضروری است.
همچنین دستیابی به موفقیت در این مسیر به تلاش بسیار زیاد و بی وقفه ای نیاز دارد.

5 – تشخیص فرصت‌ها، تغییر و تطبیق

می‌توان گفت بدون مهارت فرصت شناسی نمی‌توان کارآفرین موفقی شد. تطبیق با شرایط روز بازار و شناخت فرصت‌های جدید از ضرورت‌های کارآفرینی است. البته که منابع مورد نیاز و نیروی انسانی کارآمد لازمه‌ی انعطاف و به روز بودن است.

اکنون که پا در این مسیر گذاشته اید در کنار تمام مواردی که ذکر شد باید همیشه مهارت فرصت شناسی خود را تقویت کنید تا همیشه فرصت‌های پیشرفت را بشناسید. وگرنه دیگران فرصت‌های تازه را پیدا می‌کنند و شما از قافله‌ی موفقیت عقب می‌مانید. فرصت شناسی قوی شامل تشخیص فرصت‌های موجود، ارزیابی فرصت‌ها، قدرت تفکیک فرصت‌های مقطعی و فرصت‌های محوری و.. می‌شود.

انواع کارآفرین یا انواع کارآفرینی

باید بدانیم که این فرایند انواع متفاوتی دارد. کارآفرین سازمانی یا درون سازمانی، جنبی، فریلنسری، برونسپاری فرایندی، شرکت‌های تخصصی شناور یا کارآفرینی شرکتی و…

اکنون به معرفی مختصر برخی از آنها می‌پردازیم.

کارآفرین سازمانی

کارآفرین تحت حمایت یک سازمان، محصولات، خدمات و فعالیت‌های جدیدی را کشف و بهره برداری می‌کند. وی با اینکه کارمند یک سازمان است، اختیار دارد برای پیش بردن سازمان به سمت موفقیت، در محصولات، خدمات و فعالیت‌های شرکت نوآوری ایجاد کند.

کارآفرین سازمانی از شکست نمی‌ترسد زیرا منابع سازمان را برای کشف ایده‌های جدید در اختیار دارد. در سال‌های اخیر بسیاری از سازمان‌ها یک نفر را برای کارآفرینی در سازمان تعیین می‌کنند تا برای داشتن مزیت‌های رقابتی به برتری‌ها و موفقیت‌های تازه دست یابند.

در این حالت، فعالیت‌های کارآفرینانه، فعالیت‌هایی قلمداد می‌شوند که از منابع سازمان برای پیشرفت و نوآوری در سازمان بهره می‌گیرند.

انواع کارآفرینی

کارآفرین مستقل

فردی است که مسئولیت جمع آوری منابع لازم برای شروع یا پیشرفت کسب و کاری را به دوش می‌کشد. تمرکز وی روی، خلاقیت، پیشرفت، نوآوری، توسعه‌ی کسب و کار، محصولات و خدماتش است. به عبارت دیگر کارآفرین مستقل فردی است که یک مجموعه را راه اندازی می‌کند تا به سودآوری و رشد برساند.

کارآفرینی شرکتی

شرکتی متعهد می‌شود تا محصولات یا خدماتی را ایجاد و معرفی نماید. کارآفرینی شرکتی به معنای کشف فرآیندهای جدید و نظام‌های سازمانی نوین برای فرد یا مجموعه‌ای دیگر است.

کارآفرینی بین المللی

این فرایند زمانی شکل می‌گیرد که کارآفرینان برای منابع، طراحی و توزیع کالا یا خدمات خود به زمینه و شبکه‌های جهانی وابسته باشند. ممکن است چند کارآفرین از نقاط مختلف دنیا تصمیم به همکاری با یکدیگر بگیرند، سرمایه گذاران مختلف در جهان تامین منابع کارآفرینی را به عهده بگیرند یا برای فعالیت نیاز به همکاری بین المللی وجود داشته باشد.

کارآفرینی اجتماعی

کارآفرینی در زمینه‌های اجتماعی برای سازمان‌های غیر تجاری و اقتصادی است. معمولا با هدف‌های غیر تجاری و برای بهبود امور اجتماعی شکل می‌گیرد. خیریه‌های کارآفرین از این قبیل هستند.

ادامه‌ی مسیر

شما اکنون یک نمای کلی از مسیر و یک شناخت از کلیت فرایند کارآفرینی پیدا کرده اید. اما چند نکته را مد نظرتان قرار دهید:

  1. برای شروع الزاما نیازی به سرمایه‌ی مالی بالا ندارید.
  2. کارآفرینی تنها راه اندازی یک مجموعه و کسب و کار بزرگ نیست. کسب و کارهای کوچک نیز گاهی موفق‌تر و ثروت سازتر می‌شوند.
  3. حتما لازم نیست تمام کارهای خود را کنار بگذارید تا بتوانید یک کسب و کار را راه اندازی کنید. اما حتما باید تمام تلاش خود را وقف موفقیت خود کنید.
  4. “فرصت شناسی” و “عمل گرا بودن” مهم‌ترین عامل موفقیت شما هستند. پس ایده‌ی خود و فرصت‌ها را بشناسید و به جای تخیل، اقدام کنید.
  5. اگر دنبال کسب استقلال مالی، درآمد بیشتر، ایجاد رفاه برای خود و خانواده‌تان و اهداف کارآفرینانه هستید, از همین لحظه آینده‌ی خود را یکی از کارآفرینان ترسیم کنید.

ما نیز شما را ترک نخواهیم کرد. در مقالات سایت مجموعه آموزشی لوتوس کیدز می‌توانید تمام آنچه برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق یا پرورش نسل کارآفرین نیاز دارید مشاهده کنید و فرا بگیرید. تجربه‌های کارآفرینان بزرگ، راه‌های موفقیت، ایده‌های درست وغلط، مهارت‌های مورد نیاز و تمام لازمه‌های موفقیت را برای شما بیان خواهیم کرد.

آنچه جامعه‌ی ما امروزه بیش از هرچیزی نیاز دارد، یافتن مسیر رفاه مالی و اجتماعی است. پس بهتر است با آموزش کارآفرینی به کودکانمان آینده‌ی آنها را از کارآفرینان موفق رقم بزنیم.

بگذار رفاه سهم همه باشد!

فهرست